تبلیغات
بهترین های جهان - خاکستر گرم


هر چیز كه دل به آن گراید گر جهد كنی به دستت آید ((نظامی))
درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

نظرسنجی:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

خاکستر گرم

نوشته شده توسط:نادر
پنجشنبه 29 دی 1390-08:14 ب.ظ

 

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

خاکستر گرم یا در برخی ترجمه‌ها: خاکستر داغ(به انگلیسی: Embers، و به مجاری: A gyertyák csonkig égnek)، عنوان رمانی از شاندور مارائی، شاعر، نویسنده، روزنامه نگار و شرح حال نویس برجسته مجارستانی در قرن بیستم است، که گرچه در چاپ نخست خود در سال ۱۹۴۲ و به زبان مجارستانی با استقبال چندانی مواجه نگردید، امّا پس از ترجمه و انتشار به زبان انگلیسی در سال ۲۰۰۱، توجه جمع کثیری از منتقدان برجسته ادبی دنیا را به خود جلب کرد و در میان ده اثر پرفروش ادبیات انگلیسی زبان قرار گرفت.

محتویات

 [نهفتن

معرفی رمان [ویرایش]

عنوان اصلی این رمان به زبان مجارستانی A gyertyák csonkig égnek می‌باشد که ترجمه آن به انگلیسی می‌شود: The Candles Burn Down to the Stump، که معنای فارسی آن: «شمع‌ها تا بیخ و بن می‌سوزند» می‌باشد. البته این رمان در سال ۲۰۰۱ با عنوان Embers، به انگلیسی ترجمه و منتشر شده و اخیرا در فارسی نیز با عنوان خاکستر گرم یا خاکستر داغ ترجمه شده‌است.

مضمون این رمان مشتمل بر ابراز دلتنگی برای گذشته چند قومی و چند فرهنگی جامعه‌ای بود که در زمان امپراتوری اتریش و مجارستان در زادگاه مارائی وجود داشت، اثری که یادآور آثار جوزف راث بود. همچنین در سال ۲۰۰۶ اقتباسی از این رمان به منظور اجرای صحنه‌ای آن، توسط کریستوفر همپتون نوشته شد، که در لندن به اجرا درآمد.

این رمان بلافاصله پس از ترجمه به زبان انگلیسی در کوتاه مدت توجه منتقدان صاحب نام انگلیسی زبان را به خود جلب کرد و در میان ده اثر پرفروش جهان ادبیات انگلیسی زبان جا گرفت. این رمان برای بار اول در سال ۱۹۴۲ در بوداپست به انتشار رسیده بود، امّا استقبال چندانی از آن بعمل نیامده بود.

منتقد ادبی بانفوذ روزنامه تایمز، چاپ لندن، رمان «خاکستر گرم» را «رمانی باشکوه با داستانی مسحورکننده و پرشور» توصیف کرد. دیلی تلگراف آن را «عالی، شگفت آور و بی اندازه تأثیرگذار» خواند. روزنامه آبزرور لندن، آن را «خارق العاده، مرثیه مانند، تاریک، آهنگین و جذاب» نامید. ایونینگ استاندارد درباره آن نوشت: «یک شاهکار!... خواندن نوشتاری چنین خلاق و مبهوت کننده، شورانگیز است.» منتقد سکاتسمن گفت: «به غایت حیرت آور، یک رمان استثنائی و زیبا» و همچنین ساندی تلگراف در مورد آن نوشت: «یکی از آن رمان‌هایی که مدتها در خاطره می‌ماند. یک اثر برجسته»

در سالهای اخیر و بویژه در ده سال گذشته، این رمان و آثار دیگری از شاندور مارائی، گذشته از زبان انگلیسی، به زبانهای فرانسوی، کاتالان، ایتالیایی، آلمانی، اسپانیایی، پرتغالی، ایسلندی، کره‌ای، [اخیرا به فارسی] و برخی زبانهای دیگر ترجمه شده‌اند و مارائی را چندین سال پس از مرگش، از پرفروشترین نویسندگان در قرن بیست و یکم کرده‌اند و مهمتر اینکه اکنون آثار او به حق در جایگاه بهترین آثار والای قرن بیستم قرار گرفته‌اند.

درباره رمان [ویرایش]

نثر مارائی در رمان خاکستر گرم، نثری صحیح و دقیق و موشکافانه و رئالیست است. محور داستان که درباره یک مثلث عشقی است، تازگی ندارد و بهانه‌ای بیش نیست. آنچه این رمان را متمایز می‌کند، جسارت نویسنده در ساختار تجربی اثر است، آن هم دهها سال پیش از میلان کوندرا و نویسندگان همنسل او. نویسنده به فراسوی ساختار کلیشه‌ای داستان می‌رود و به آن بُعدی فلسفی و روانشناختی می‌دهد، زیرا رمان در واقع دربارهٔ وسواس فکری، تحقیق و کاوش درباره تنهایی انسان، غم و سرانجام با رسیدن به کمال پختگی، پذیرفتن یک درام روانی است.

این رمان اخیرا توسط مترجم نامدار ایرانی، سرکار خانم مینو مشیری به فارسی روان برگردان شده و نشر ثالث عهده دار چاپ و انتشار آن گردیده است.

بریده‌هایی از رمان [ویرایش]

این نمونه‌ای از نثر شاندور مارائی در کتاب خاکستر گرم، با ترجمه خانم مینو مشیری است:

«.... زندگی تنها زمانی قابل تحمل می‌شود که انسان با همانی که هست، کنار آمده باشد، چه در چشم خودش و چه در چشم دیگران. همهٔ ما باید با آن چیز و کسی که هستیم کنار بیائیم، و باید بپذیریم که: این دانش تمجیدی هم برایمان به همراه نمی‌آورد، که زندگی نشان افتخاری به ما نمی‌دهد، که غرور، یا خودخواهی، یا کچلی، یا شکم گنده مان را پذیرفته‌ایم و تحمل می‌کنیم.

نه!، راز قضیه همین است که پاداشی وجود ندارد و ما باید خصلت‌های ویژه و سرشت خودمان را تا حدّ امکان تحمل کنیم، زیرا هیچ میزانی از تجربه یا بصیرت، کمبودها، خودخواهی‌ها و یا آزمندی هایمان را اصلاح نمی‌کند. باید یاد بگیریم که امیال ما طنین دُرُستی در دنیا پیدا نمی‌کنند. باید قبول کنیم کسانی که دوستشان داریم، ما را دوست ندارند، یا آن گونه که ما آرزو می‌کنیم، دوستمان ندارند.

باید خیانت و نمک نشناسی و از همه سخت تر، این را بپذیریم که کسی هست که از حیث شخصیت یا فراست از ما بهتر است...»

نمونه‌ای دیگر:

«ما رفته رفته پیر می‌شویم. اول لذتی که ز زندگی و سایر اشخاص می‌بریم، کاهش پیدا می‌کند. همه چیز بتدریج واقعی می‌شود، همه چیز برایمان روشن می‌شود، همه چیز به گونه‌ای کسل کننده و ناآرام تکراری می‌شود. این کار، کار ِ سن است. حالا می‌دانیم لیوان، فقط لیوان است. انسان، این موجود بیچاره، فانی است و هرچه هم که بکند تأثیری بر این فناپذیریش، نخواهد داشت. بعدها بدنمان پیر می‌شود، امّا نه همه جای بدن با هم. اول چشم‌هامان، یا پاهایمان و یا قلبمان. ما قسطی و خرده خرده پیر می‌شویم. بعد از اینکه جسممان پیر شد، یکباره حالت روحی مان شروع به پیر شدن می‌کند: بدن ممکن است که مُسن شده باشد، امّا روحمان هنوز مشتاق باشد و حافظه داشته باشد و جستجو کند و جشن بگیرد و درونی شادی کند.

وقتی شوق و شادی فروکش کرد، تنها چیزی که باقی می‌ماند، خاطرات و نخوت است، بعد، عاقبت، دیگر راستی راستی پیر شده‌ایم.

یک روز بیدار می‌شویم و چشم‌ها را می‌مالیم و نمی‌دانیم چرا بیدار شده ایم؟، همه می‌دانیم روز چه ارمغانی می‌آورد: بهار یا زمستان، ظاهر زندگی، آب و هوا، امور روزمره. هیچ چیز تعجب آور دیگری رخ نمی‌دهد، حتی هیچ چیز غیرمنتظره، غیر معمول، یا هولناکی حیرت زده مان نمی‌کند، چون تمام احتمالات را می‌شناسیم. همه چیز را پیش بینی می‌کنیم، دیگر چیزی نمی‌خواهیم، چه خوب و چه بد. پیری این است.

هنوز اما، جرقه‌ای در درونمان هست، خاطره‌ای، هدفی، کسی که دوست داریم دوباره ببینیم، چیزی که دوست داریم بگوییم یا یاد بگیریم، و می‌دانیم که زمانش می‌رسد. آن موقع دیگر خیلی اهمیت ندارد که حقیقت را بدانیم و آن طور که دهه‌ها تصور می‌کردیم به آن جواب دهیم. بتدریج دنیا را می‌فهمیم و بعد می‌میریم.»

منبع [ویرایش]

  • مجله بخارا، شماره ۷۵، فروردین-تیر ۱۳۸۹، نوشته خانم مینو مشیری (مترجم اثر به فارسی)، [با اندکی تغییر و تصرف در نوشته ایشان]
  • شرح حال شاندور مارائی در ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی در ۲۵ اوت ۲۰۱۰


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

How we can increase our height?
شنبه 18 شهریور 1396 10:21 ق.ظ
After exploring a few of the blog articles on your web site, I honestly appreciate your technique of writing a blog.
I saved it to my bookmark webpage list and will be checking back in the near
future. Take a look at my website too and tell me how
you feel.
Foot Problems
سه شنبه 17 مرداد 1396 12:45 ق.ظ
Appreciate this post. Will try it out.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر